علم بهتر است یا ثزوت

علم بهتر است یا ثروت؟ نان یا قلم؟؟

نوشته ای از مهدی عارف، دانشجوی دکتری حقوق جزا

زمان مطالعه : 10 دقیقه

5/5

با دیدن تصاویر تجمع معلمان در مقابل مجلس، ناخودآگاه ذهنم به سمت دورانی رفت که نه این تخته های وایت برد بود و نه ماژیک. تخته سیاه اول سال، رنگ سبز شده بود و نو. و با گچ های رنگی هر روز کثیف و کثیف تر می شد. همان گچ هایی که هرکدام از ما به خاطر در فتن از مدرسه، با ذوق و شوق دست بلند می کردیم که معلم به ما اجازه بدهد و برویم و از دفتر مدرسه گچ بیاوریم. تخته با همین گچ های رنگی همانند ریه و گلوی معلم کثیف و کثیف تر میشد. همان معلمی که حتی با سرفه و هزار هزار آرزویی که دانش آموزان در دل می کردند که ای کاش امروز تصادف کند و یا مریض باشد و نیاید. باز جلوی آن تخته می ایستاد و درس میداد و سوال همیشگی می پرسید: 

علم بهتر است یا ثروت؟؟؟

و ما از روی عادت و یا به اغراق بگویم، با امید به آینده، با لحنی قوی و بلند و رسا میگفتیم، علم خیلی خیلی بهتر است. ولی هم ما و هم همان معلمی که این جملات را از ما می پرسید، می دانستیم که علم بدون ثروت، در لابلای همین دفتر انشاء ها و جزوات و کتابهای درون قفسه کتابخانه، دست نخورده می ماند و به تاریخ سپرده می شود. هرچند ثروت بدون علم و دانش، ثروت بادآورده ایست که با بادی می آید و با اتفاقی بر باد می رود. 

ای کاش همان روز معلم به جای پرسیدن این سوال به واقع مضحک، این سوال را می پرسید: 

نان یا قلم ؟؟؟؟

کسی که در معاش آرامش ندارد، علم به چه دردش می خورد؟. علمی که کوچکترین آرامشی برای انسان و خالق آن علم درست نکند، سلاحی میشود در دست مخالفان او!!!

به ناگاه یاد دکتر فرانکل اتریشی افتادم. او که توانسته بود از زندان آشویتس در لهستان که به “قتلگاه آدم سوزی” معروف است، فرار کند. او مدیر مدرسه بود و هر سال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را میفرستاد(این قسمت را با دقت و تامل بخوانید)

کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است،چشمانم چیزهایی دیده که هیچ انسانی نباید می دیده!!! 
بهترین و متخصص ترین پزشکانی را دیدم که کودکان را به شکل ماهرانه ای مسموم می کردند. اتاق های گازی که توسط ماهرترین مهندسان ساختمانی ساخته شده بودند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستارانی مردند که بهترین پرستاران بودند. انسانهایی که توسط فارغ التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.

به آموزش به این دلیل مشکوکم!!!

چیزی که از شما میخواهم این است:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید که تلاش شما موجب تربیت ” جانوران دانشمند” و ” بیماران روانی ماهر” نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و … زمانی اهمیت پیدا می کند که به انسان شدن کودکان کمک کند. این کلید انسان بودن کودکان در آینده است.

ادامه ی نوشته ی نویسنده(دکتر عارف عزیز): 

حال سوالم از گذشتگان این مرز و بوم این است: ما چکار کرده ایم برای این کارخانه های انسان سازی(معلمان). چه خدمت و چه رفاهی برای این بازیگران نقش اول آموزش و پرورش فراهم کرده ایم؟ به معترضین در تمام جنبه ها می توان گفت اغتشاشگر!. اما آیا به معلم ها نیز میتوان گفت ؟ معلمی که طبق فرمایشات حضرت اما(ره) که فرمودند: 

” معلمی شغل انبیاست”

و این یک حقیقت قرآنیست:

“يُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ” از جمله خصوصیات پیامبران تعلیم است.

و درخواستم از آیندگان این است:
ای وارثان تاریخ، بر دروازه های شهر بنویسید، معلمان این مرز و بوم را نه هوا و هوس ثروت بود و نه چشم داشت به مال دنیا. صبورانه جوانی و زیبایی خود را صرف انسان سازی کودکان این میهن کردند. و هربار با وعده و عید آینده ی بهتر، خود را سرگرم کردند. در نهایت یاد آن شعر استاد شهریار افتادم: 

بی ثمر هرساله در فکر بهارانم ولی      چون بهاران می رسد، با من خزانی می کند!

” در قسمت دیدگاه ها، نظرات خودتون رو در مورد این نوشته ی زیبا با ما به اشتراک بگذارید”

7 نظر

    • ممنون که وقت میذارید و مطالعه می کنید. اگه اهل نوشتن هستید، میتونید نوشته هاتون رو برای انتشار داخل وبسایت برای ما بفرستید.

  • سلام خیلی خیلی زیبا بود حقیقت بود
    حقیقتی که پشت چشمهای همه دهه شصت و پنجاه پنهان
    شده و بغض گلوشون و میفشارد از این همه نیرنگ و ریا و
    دورویی و بی عدالتی …..😢😢😢
    👏👏👏👏ان شاءالله موفقیتهای بیشترت پسرخاله

    • ممنون از وقتی که گذاشتید و برامون نظرتون نوشتید. ما هم آرزوی موفقیت براشون داریم. بسیار دلنشین نوشته بودند.

  • یکی از قلم های شیوایی بود که تا امروز من خوندم و لذت بردم
    جامعه ایرانی به شما جناب عارف افتخار میکنه و نیازمندفردی
    تحصیل کرده ای مثل شماست👌
    و چه بسا باید گفت شما فردی نکته بینی هستید که با ظرافت
    خاص مشکلات مطرح کردید ….

    • باسلام خدمت شما ، آقای دکتر بسیار نوشته خوب و تاثیرگذاری بود ،
      ممنون از شما بخاطر این نوشته زیبا

  • جناب عارف جامعه ایرانی به شما افتخار میکند و چه بسا نیازمند
    فردی تحصیل کرده ای مثل شماست ..چه قلم‌شیوایی دارید شما
    فردی هستید تمام مشکلات در چند خط که گویای تمام
    کمبودهای جامعه بود رسا گفتید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.